جمال الدين محمد الخوانساري

346

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

8678 من اغترّ بحاله قصّر عن احتياله . هر كه مغرور گردد بحال خود كوتاهى كند از احتيال خود ، يعنى از چارهء كار خود ، مراد منع از مغرور شدن بقوّت ودولت وكثرت أعوان وأنصار خود ومانند اينهاست ، واين كه هر كه مغرور شود باينها در مهلكه افتد كه چارهء كار خود ، در آن نتواند كرد بايد هميشه خود را ضعيف دانست وطلب أعانت ويارى از حقّ تعالى كرد . 8679 من استحلى معاداة الرّجال استمرّ معاناة القتال . هر كه شيرين شمارد دشمنى كردن با مردان را تلخ شمارد تعب كشيدن قتال را ، غرض منع از دشمنى كردن با مردم است واين كه آن باعث اين مىشود كه هميشه آدمي در تعب كشيدن قتال وجدال باشد وتلخى اين ظاهرست ، پس كسى كه آن دشمنى را شيرين شمارد وادراك مزه وشيرينى كند بايد كه اين را نيز تلخ شمارد واز اين تلخى غافل نشود واز انديشهء اين تلخى از سر آن شيرينى بگذرد . 8680 من غنى عن التّجارب عمى عن العواقب . هر كه بىنياز گردد از تجربه‌ها كور گردد از عاقبتها ، مراد به « بىنياز گشتن از تجربه‌ها » اينست كه خود را محتاج به آنها نداند وآنها را در كار نداند . 8681 من راقب العواقب سلم من النّوائب . هر كه رعايت ونگهبانى كند عاقبتها را سالم ماند از مصيبتها . 8682 من ادّرع جنّة الصّبر هانت عليه النّوائب . هر كه زره خود كند جنّهء صبر را سهل گردد بر أو مصيبتها ، « جنّه » بضمّ ميم وتشديد نون چيزى را گويند كه باعث حفظ ونگاهدارى شود مانند سپر ، وچون صبر نگاهدارنده است از آفات بآن اعتبار آن را جنّه فرموده‌اند . 8683 من أقبل على النّصيح أعرض عن القبيح .